شعر:آلودگی و دود و دم و وضع شهر ما

0 29

 شعر:آلودگی و دود و دم و وضع شهر ما

کسی دقیقاً نمی‌داند آلودگی هوا مهمان خوانده است یا ناخوانده، اما همه متفق‌القول هستند که باید فعلاً سوخت و ساخت، چون راه دیگری در دسترس نمی‎باشد

حاشا به دود و گرد و غبار آنکه حل شود
تهران برای مردم دنیا مثل شود

از دوده‌های اگزوز ماشین دلم گرفت
این کله ترسم عاقبت آخر کچل شود!

شعر:آلودگی و دود و دم و وضع شهر ما

***
بی‌مو اگر بماند و خندی به ریش من
بهتر که بین دود و دم اکنون مچل شود

***
دود است و شعر و ترس من از آنکه در نهان
اشعار نو پدیده، به نوعی غزل شود!!!

***
آخر چه حکمتی بُود این ماجرای ما
آن ماجرا که شهره بین‌الملل شود!

***
زهر است اگر چه دوده، در این وضع شهرما
آخر گمان کنم که برایم عسل شود

بیچاره من که مشتریِ خاص مترواَم
آنجا که پای من ز فشار تو شَل شود

شعر:آلودگی و دود و دم و وضع شهر ما

***
سرب است و دوده آنکه به حلقم فرو برم
باشد که سهم دشمن و مشتی دغل شود

تا می‌کشم نفس غم دنیا نمی‌خورم
فردا که تن به دست اجل هم بغل شود

منبع:namaknews.ir

گردآوری شده توسط : نتدونه

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.