لطیفه های کوتاه و خواندنی

0 13

لطیفه های کوتاه و خواندنی

 

 

لطیفه های کوتاه و خواندنی

 

خبرنگار: چرا قبل از هر بازی به حمام می روی؟

فوتبالیست: برای اینكه گلهای تمیز بزنم.!!!!

 

وخورم

یارو میره تو جنگل میگه مو شیر و پلنگ، وخورم!
یكدفه شیره نعره میكشه طرف میگه: مو گاهی وقتا غلط زیادی هم موخوروم.

 

 

قصاب

یارو میره خواستگاری. ازش می پرسن چه كاره ای؟ روش نمیشه بگه قصاب، میگه لوازم یدكی گوسفند دارم!

 


خیار

به غضنفر میگن: یه میوه خوشمزه، آبدار و شیرین نام ببر؟
میگه: خیار!
بهش میگن: خیار كجاش آبدار و شیرینه؟
حیف نون میگه: با چایی شیرین بخور، نظرت عوض میشه!

 


کجا به دنیا اومدی؟

جمشید از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. جمشید می گه: آخی! مریض بودی؟

 

لطیفه های کوتاه و خواندنی

دزدی

سه نفر میرن دزدی! صابخونه بیدار میشه و دزدا میرن هر کدوم تو یه گونی قایم میشن! صابخونه میاد و به گونی اول لگد میزنه… صدای نون خشک در میاره! به دومی لگد میزنه … صدای گردو در میاره! به گونی سوم لگد میزنه … هیچ صدایی در نمیاد … دویاره محکمتر لگد میزنه … باز صدا نمیده!؟ دفعه سوم که لگد میزنه یارو با عصبانیت میاد بیرون میگه بابا … آرده ، آرد … آرد صدا نداره! میفهمی؟

 

 

 

 

علت زود خوابیدن

فریدون شبها زود می خوابیده، دوستش ازش می پرسه: چرا زود می خوابی؟

فریدون میگه: دیدم من که نمی تونم صبحها زود بیدارشم، گفتم اقلا شبها زود بخوابم!

 

 

 

آوار

 

هر کاری میکردن غضنفر رو از زیر آوار زلزله بیرون بیارن نمی گذاشته، فقط هی داد میزده من کاری نکردم به خدا، فقط سیفونو کشیدم!

 


شیر فرهاد

 

برای شیر فرهاد داشتن دعا میکردن میگن: انشاءالله 100 سال عمر با عزت داشته باشی.

شیر فرهاد میگه: اگر چند سالش با لیلون باشد عیبی نداره

 

 

زندگی

غضنفر داشت واسه دوستش تعریف میکرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم، که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم گرفت منو و خورد.
دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی!!
غضنفر میگه: ای بابا، چه زندگی؟ تو هم به این میگی زندگی!؟

 

لطیفه های کوتاه و خواندنی

سمعک

یارو میره سمعک بخره، فروشنده میگه: همه جورشو داریم، 1000 تومنی تا 1000000 تومنی.
یارو میگه: 1000 تومنی اش چه جوری کار میکنه؟
فروشنده میگه: این اصلا کار نمیکنه فقط چیزی که هست وقتی مردم اینو میبینن، بلندتر حرف میزنن

 

 

 

زن ولخرج

یارو به رفیقش میگه: هیشکی ولخرجتراز زن من نیست! همیشه اِز من پول میخواد!

 

رفیقش: با اینهمه پول چه كار میكنه؟

یارو: مطمئنم کاری نمی کنه! … آخه هیچوقت بهش نمیدم!

 


گناه

یه دختر مسیحی میره پیش کشیش که به گناهاش اعتراف کنه.
میگه: من هر دفعه از جلوی آینه رد میشم، به خودم میگم من چقدر خوشگلم،
من گناه میکنم؟
کشیشه میگه: نه دخترم شما گناه نمیکنی، اشتباه میکنی

 

لباس مشكی

فریدون همیشه لباس مشكی می پوشیده. دوستاش میگن چرا همیشه مشكی می پوشی؟
میگه: آخه من ختم روزگارم!

 


محکوم به اعدام

محکوم به اعدام: آخرین آرزوم اینه که پسرم را ببینم.
دادستان: اشکال نداره، پسرت کجاست؟
محکوم: من هنوز ازدواج نکرده ام!

 

لطیفه های کوتاه و خواندنی

 

25سال بعد

یارو بعداز 25 سال دوستش را توی خیابان میبینه میگه: آقا موسی تو خودتی؟ اون یکی میگه: آره، شما؟ جواب می ده من فلانی ام! آقا موسی میگه بعد از 25 سال تو از کجا شناختی منو؟ یارو میگه: قیافت که خیلی عوض شده ولی از رو کت و شلوارت شناختمت!

 


بی هوا

یارو بی هوا می ره تو اتاق خفه می شه!

 

چهارده ماه!

از غضنفر می پرسن: شهر شما چند ماه از سال سرده؟
میگه: چهارده ماه!
می گن: چطوریه، سال كه دوازده ما بیشتر نیست!؟
می گه: آخه تا دو ماه بعد ازعیدم اینجا سرده!

 

 

آینه

یه پیرزن خودشو تو آینه نگاه می کنه می گه آینه هم آینه های قدیم!

 


امتحان رانندگی

غضنفر می ره امتحان رانندگی، افسر بهش می گه حركت كن.
غضنفرمی زنه دنده عقب!
افسر میپرسه چرا دنده عقب می ری؟
می گه می خوام خیز بگیرم!

 

وام

آقا ماشا ا… میره تو بانک وام بگیره ، ضامن نداشته منفجر میشه!

 

 

 

 

گردآوری شده توسط : نتدونه

 

منبع : بیتوته

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.